خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





    واااای روم سیاه واقعا..چه قدر دل مهربونو من نگران کردم!

    هرچی بگم فک نکنم موجه باشع برا 3 ماه نبودن...ولی واقعا من این دو سه ماه نمیفهمیدم شب و روز رو! حال ونهوای یه مطب زیبایی دم دمای عید عینهو حال و هوای ارایشگاه هاست!

    تعطیلات هم  آمدم مثلا جبران کنم ویندوزمان پکید و رمز فسیل شده وبلاگم که همیشه ذخیره بود و من فقط تایید میکردم پاک شد و  من دقیقا شده بودم این :|....امروز نشستم مغزم را درو کردم تا بالاخره یافتمش!در حالی که مغزم مرا درو کرده بود!:)

    من رو بخشید ییخشید ببخشید...بیخبری کار قشنگی نیست ...میدانم:|

    امروز تولد همسرخان است و من  قرار است است سوپرایز کاری کنم...همسر ظهر امده ناهار خورده ..عشق افشانی کرده و دوباره رفته ...من تمامی اثار برنامه را چپانده ام در چمدان ها !! و الان دوباره پخش و پلا کرده ام ...
    میروم کیک را بگیرم ..این روزها همسر هر ساعتی عشقش بکشد مرخصی میگیرد و میاید! آخر 3 روز بیشتر نمانده برای دوباره تنها شدن های کش دار...خدا خودش کمک کند..

    اینترنت نفتی ام یاری کند فردا میآیم با شما ل و قلوه رد و بدل کنم (قلـــــــــــــب تپل :) )


    این مطلب تا کنون 14 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : کرده ,

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده