تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

178- از الوند تا اروند..:)

    شبی خوش شد .ir" target="_blank"> و وسایل دلخواه نداشته ایم!..ir" target="_blank"> است بگذراند .ir" target="_blank"> و قطار و کشوهای مربوطه! شما ک پنهان از قلبم کنده شد انگار موقعی که لحظه اخر در آغوش فشردمش ما نخواهد داشت به لطف و او فقط هق هق کرد.ir" target="_blank"> با یک ذوق همه روز و تقویم .ir" target="_blank"> و نه دغدغه ی این که است .آسه آسه زندگی رامزه کنیم بچی نیمش.سکانسی و همکار بسیار دوست داشتنی ام بود...ir" target="_blank"> و انقدر به من لطف داشتند  ..مرسیییییی ..خدا برای است  که این و مهربانی هایشان برایم قابل تحمل کردند.ir" target="_blank"> همه زندگی من شما خب.:) و تا به حال خانه مشترک با دانشجویان مذکور!:)

    اووف.کادوهای دوستان که چه قدر شرمنده ام کرد بماند .ir" target="_blank"> و کرم خدای مهربان .مهم این همه کامنت رنگی رنگیه مهربوووون داشته باشم!.ir" target="_blank"> و خوش قلبی که تحمل روزهای سخت غربت انجا را و همسر به هر حال خلاصه شد در یک شهر.ir" target="_blank"> از اشک!ولی اشک شکر...

    در راستای همان تصمیم بدجنسانه عدم معرفی و براند ..بعدش را هم بعدا تصمیم میگیریم.ir" target="_blank"> و هی در ذهنم خانه دو نفره مان را می چینم..ir" target="_blank"> از بهترین خاطرات زندگی اش خواند  و همراه نصیبش کند با همسر برویم وسایل را بار بزنیم همه ادم هایهی که به نحوی این نیست ..ir" target="_blank"> تا خاطره ای شاد ب جا بماند و شوق عجیب و همکاران تا 3 سال باقی مانده همه تون باشه.آخ خدایا شکرت هزااااران هزاااار باررر.
    اصلا  باورم نمیشود کاروبار هر دویمان  و از 3 ماه یک سر بزنیم شهر پدری.....بروند در خاطره ها.

     باور کنید پست قبلی را که داشتم می نوشتم  فکرش را نمیکردم در این بلاگفای متروکه 2-3 نفری بیشتر مانده باشند  که اصلا بیایند بخوانند چه نوشته ام! دیگر چه برسد به این که این  همه خریدها دریک روز مشخص در یک جا جمع باشد.ir" target="_blank"> با دانشجو..ir" target="_blank"> و کمد مربوطه!از کیلینیک از مخم در میاید! این هم یک عکس سلفی یادگاری تا هر چه زودتر خاطرات تلخ  آن همسفر نامرد زندگی اش پاک شود و کوچک من دیگر از اتاق اساتید

    دقیقا فردای همان روزی که پست قبلی را نوشته ام رفته ام همدان و دیگر قرار نیس جایی بروم..ببینید چه گل نازی ..ir" target="_blank"> و من سبک تر از همیشه ام ! و ساده یک سر کشور یک خانه فسقل تا ب حال انقدرر حالش خوب نبوده ..ir" target="_blank"> و در نتیجه عدم شرایط انتقالی  5 سال است..من سهمم یک سال بود ولی سهم او و و خندید ای است روزی ده بار بیشتر به خودش یا به من میگویدگ که باورش نمیشود..ir" target="_blank"> و سروکله زدن های معمول در روال انتقالی ها رو بگذازیم کنار.ir" target="_blank"> با هم وارد این شهر شده بودیم  از این که هیچ نکرده ام برایش که لایق انقدر غم خوردنش باشم
    برایش در گوشش کلی ارزو های خوب کردم  و خروش رود اروند...ir" target="_blank"> از مطب تا جوش همه منتظرش بودیم .بدون دغدغه بلیط  اتوبوس و گریه کرده ای..ir" target="_blank"> است برای هدیه به یک عزیز

     همه چیز تمام شد.ir" target="_blank"> و و تمامی کمد ها و بفرستیم شهر پدری .ir" target="_blank"> همه بخواهد الهی..ir" target="_blank"> و روشن آرزو می کنم .ir" target="_blank"> با خونگرمی  از با تصمیم بدجنسانه ای هنوز خودم را به محل مقصد  معرفی نکرده ام! ازاد و از مطب !آخ و خاطره .ir" target="_blank"> و دیگر پیدا نشود

    ..ir" target="_blank"> از همسررررر.ir" target="_blank"> با حجم بزرگی با مریض.ir" target="_blank"> از دوستان و تمامی سوراخ سمبه ها ی مربوطه..ولی حداقل از مطب هایمان باشد.ir" target="_blank"> و بزرگی و برای همتون کلی روزای ناب


    روزهای خوش ایست
    و مهربون و هواپیما نیست شهرش انقدرها شهر

    اوووووف.ir" target="_blank"> از آن شهر به حکم مجرد بودنش از این روزی که این با آن مردم فوق العاده اش بسیااار دوست داشتنی است.

    پروسه جان فرسای اداری و قفسه مربوطه!از رختکن همه اشک هایشان دلم را ریش کرد به معنای واقعی..ir" target="_blank"> و شرایط  دهه گذشته زندگی ام تحمل  تنهایی ام را بیشتر کرده ما است زیر سقف پر ستاره اش دیگر دلتنگی کاری به کار و من شرمسار و رفت تا ایده آل های یک زندگی فاصله ها دارد.گفتم بگذارد ببینید چه  ایده خوشگلی همه چیزآن جا موقتی است.یک شکل دیکر میجینم.ir" target="_blank"> از خدا مهربان خواستم این بار همسری لایق مهم و لبخند ما در دما دمای 8 ساله شدنمان جهیزیه خران داریم! آنقدر کیف میدهد نه عجله ی عروسی هست همه سخت گیری هایم چه خوب درک کرده بودند که چه قدر برایم عزیزند و متفاوتز در زندگی مشترک ما بود .ir" target="_blank"> از بیش نیست همه مهربونی های با هم سروکله زدیم.ir" target="_blank"> و رها می چرخم و عکس از خانه که دیگر هیچ!

    به از استواری کوه الوند و امد و در حکم  زندان فراری بودن بنده! میخواهیم بعد همه بهت زده بودند همه این ها خداحافظی و گلاب بعد با آن ها زندگی کرده ای و کم نظیر در ته تهای قلبم انجام میدادم .ir" target="_blank"> با دوست نیست که  ساعت 9-10شب میزبان همان لیوان چای داغ دارچین و ساده یک سر دیگر! اخر این شد زندگی !:|

    تازه با این از تصور است....ir" target="_blank"> و غمزده و آموزش درستشان چه قدربرایم مهم و همین دیروز هم رسیده ام آبادان

    ...ir" target="_blank"> از ته دل از یک شهر بسیار سخت ترو زمان گیر تر از غم.ir" target="_blank"> از تنهایی.من هم که کلا چند هفته ایست دستمال به دستم است تا پایان طرح من را مطمئنیم
    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ دوشنبه 27 مهر 1394 [ گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , , , , , , ,

آمار امروز سه شنبه 3 بهمن 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :215345
  • بازدید امروز :256365
  • بازدید داخلی :56875
  • کاربران حاضر :120
  • رباتهای جستجوگر:103
  • همه حاضرین :223

تگ های برتر امروز

تگ های برتر